اعتکاف دخترخالم
دختر خالم برای اعتکاف با دوستاش ثبت نام
کرده. بعد با دوستش داشت تلفنی حرف میزد
و یه داستان تعریف میکرد که توش
غیبت دویست نفر و داشت میکرد.
بعد به دوستش میگه داستانش
طولانیه بزار تو اون چند روز اعتکاف
وقت زیاد داریم بقیشو مفصل برات
تعریف میکنم...!!
+ نوشته شده در سهشنبه 16 خرداد 1391 ساعت 22:26 توسط زهره
|
ارسال نظر(0)