بی خیـــــــــــــــال دنیا دنیا مـــــــال توست

غم دنیا رو نخور دنیا که ارزش نداره

من و دختر شیطون

رفته بودیم یه جا مهمونی، صاحب خونه یه دختر ملوس داشت،

 

سه، چهار سالش بود، دیوار راستو می رفت بالا!

 

نازش کردم، بوسیدمش و بهش با لحن بچگونه گفتم:

 

خاله دون، چن سالته عجیییجم؟ اسمتو بهم میگی خانونمه خوججل؟

 


چند ثانیه تو چشام نگاه کرد، بعدش خیلی جدی گفت:

 

خب مثل آدم حرف بزن ببینم چی میگی...!

 


+ نوشته شده در پنج‌شنبه 01 تیر 1391
ساعت 11:04 توسط زهره | ارسال نظر(0)