بی خیـــــــــــــــال دنیا دنیا مـــــــال توست

غم دنیا رو نخور دنیا که ارزش نداره

پسرک مهربون

پسرک جلوی خانومی را میگیرد و با التماس میگوید :
 
 
 
خانم ! تو رو خدا یه شاخه گل بخرید
 
 
 
زن در حالی که گل را از دستش میگرفت
 
 
 
نگاه پسرك را روي كفش هايش حس كرد
 
 
 
چه كفش هاي قشنگي داريد ! زن لبخندي زد و گفت:برادرم برايم خريده است
 
 
 
دوست داشتي جاي من بودي؟ پسرك بي هيچ درنگي محكم گفت:
 
 
 
نه ولي دوست داشتم جاي برادرت بودم!
 
 
 
تا من هم براي خواهرم كفش مي خريدم!

 


+ نوشته شده در یکشنبه 24 دی 1391
ساعت 19:03 توسط زهره | ارسال نظر(0)