بی خیـــــــــــــــال دنیا دنیا مـــــــال توست

غم دنیا رو نخور دنیا که ارزش نداره

دلم گرم خداونديست،كه با دستان من گندم براي يا كريم خانه ميريزد!

 

چه بخشنده خداي عاشقي دارم!

 

كه ميخواند مرا با آنكه ميداند گنهكارم!

 

دلم گرم است ، ميدانم بدون لطف او تنهاي تنهايم… برايت من خدا را آرزو دارم


نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین 1391
ساعت 22:28 توسط زهره| ارسال نظر(0)

کاش دنیا می مُرد

 

 


دلم نیامد بگویم آدم ها!

 


آنوقت

 


هیچکس


سراغی از ما نمی گرفت

 

من لَم می دادم به خیالی که خیال نبود

 


و تو

 


تکیه می دادی به من


و مُدام شعر می خواندی

شعر شعر شعر ..


عمری بیهوده نمی گذشت !


نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین 1391
ساعت 22:21 توسط زهره| ارسال نظر(0)

من همیشه فکر میکردم لاک پشت های نینجا کارتونه

گروه اینترنتی میشی گروپــــ


نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین 1391
ساعت 10:51 توسط زهره| ارسال نظر(0)

 وجدانا ایران بود یکیشون زنده نمیموند

گروه اینترنتی میشی گروپــــ


نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین 1391
ساعت 10:48 توسط زهره| ارسال نظر(0)

گروه اینترنتی میشی گروپــــ


نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین 1391
ساعت 10:45 توسط زهره| ارسال نظر(0)

سلام سلام

تولد تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــولد تولدم مبـــــــــارکـــــــــ

                                       

 

 

خوش اومدین عزیزان تو این جشن تولد

 

به خدا هر کی اومده صفا آورده با خود

 

تو این بزم محبت چه دلها شاده امشب

 

در این محفل صدای مبارک باده امشب

 

نمی بینیم تو دنیا کسی مثل تو خوشحال

 

الهی که به شادی بمونی صد و بیست سال

 

تولد تولد تولدم مبارک

 

مبارک مبارک تولدم مبارک

 

تولد تولد تولدم مبارک

 

مبارک مبارک تولدم مبارک

 

یه ماه و صد ستاره یه چشم و صد اشاره

 

یه کیک و چند تا شمعه یه گل میون جمعه

 

همه یک دل و یک جون همه با هم صمیمی

 

یه آشنای تازه یکی دوست قدیمی

 

نمی بینیم تو دنیا کسی مثل تو خوشحال

 

الهی که به شادی بمونی صد و بیست سال

 

تولد تولد تولدم مبارک

 

مبارک مبارک تولدت مبارک

 

تولد تولد تولدم  مبارک

 

مبارک مبارک تولدم  مبارک


نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین 1391
ساعت 09:57 توسط زهره| ارسال نظر(1)

مورچه اي را مسخره مي کردم که سال ها عاشق يک تفاله چايي بود...
 
 
  خودم را فراموش کردم که زماني عاشق" آشغالي "بودم که فکر مي کردم
 
 
آدم است

نوشته شده در یکشنبه 13 فروردین 1391
ساعت 11:26 توسط زهره| ارسال نظر(0)

http://s2.picofile.com/file/7168015913/NimKilo.jpg

 

نیم کیلو باش ولی مرد باش


نوشته شده در یکشنبه 13 فروردین 1391
ساعت 11:23 توسط زهره| ارسال نظر(0)

سيزده بدر در خانه خرس‌ها


نوشته شده در شنبه 12 فروردین 1391
ساعت 22:36 توسط زهره| ارسال نظر(0)

سلام دوستان ! امروز ۱۳ فروردین خدمتتون رسیدیم با گزارشی ویژه از سری گزارشات ویژه و این بار در رابطه با ۱۳ بدر و فواید آن
هم اکنون ارتباطی تلفنی برقرار کردیم با آقای “کارنشناس” برنامه در خصوص علل ۱۳ بدر و حقایق نهفته برآن ! با هم گوش جان میسپاریم به ارتباطات ما با اون :

بـوووووووق … … بوووووووووووووق … … بووووووووووووووق …
- الو ؟
- الو ، آقای کارنشناس ، شمایید ؟ ما از بخش خبری مزاحمتون میشیم
- نه ، من بچه شم … بابا خوابه !
- ساعت ۱۲ ظهر چه خوابی ؟ عزیزم ، بیدارش می کنی ؟
- باشه …
( … …
- بابایی ، بیدار شو … بابایییی
- گُم شو پدر سگ ! چُرتمو پاره کردی
- من چکار کنم خب … آقاهه با تو کار داره ، میگه از خبره
- ئه ؟؟ چرا زودتر نگفتی ، اون شونه رو بده من ! … )
اهم … با سلام خدمت همه ی شما حضار محترم و با عرض تبریک به مناسبت سیزده بدر و همچنین خوشحالم از اینکه آدم میتونه در این هوای پاک و صاف به دامن طبیعت پناه ببره و اینا . در خدمتتونم

- آقای کارنشناس ، میشه در مورد این روز و تاریخچه ی اون بیشتر واسمون توضیح بدین تا از سخنان گهربار شما فیضی ببریم ؟
- بله ، چرا نمیشه …
- …
- …
- خب ؟ توضیح بدین دیگه ؟

- آها ! عرضم به حضورتون که شاعر بلند قد و جفنگ پرداز ایران در این زمینه قطعه شعری بس باشکوه ناک دارند که قسمتی از اون رو میخونم براتون :
سیزده بدر … سیـــــزده بدرررر ، ســـــااااال دگــــــر … ایشالا خونه ی شوهر !!
البته به فکر آقایون هم بوده که انتهاش به صورت “خونه ی همسر” به اتمام میرسه ، اما با آمار ترشیدگیه روز افزون در زمان ما ، امروزه به جای خونه ی شوهر و همسر ، با واژه ی ” همچنان خونه ی پدر ” این غزل خاتمه پیدا می کنه
طی یک رسم قدیمی، همراه خوندنِ این قصیده باید شروع به گره زدنِ سبزه بنماییم تا آرزومون مستجاب شه ! یادش بخیر … زمانِ جوونیمون ازین گره ها زیااااد زدیم و بلاخره بعد از چند سال تلاش خانومم نصیبم شد ! چه خوش گفت آنکس که گفت بگرد که سرانجام میابی … هییییی … رفتم به اون دوران !!

- خب میشه بگین ۱۳ بدر از کِی آغاز شده و چی شد که به این اسم معروف شد ؟

- خدمتتون عرض کنم که واژه ی ۱۳ بدر یه واژه ی لاتینه که به زبان ما راه یافته که زمون قدیم به جای گردش به کار میرفت . مثلاً هربار که می خواستن برن گردش و هواخوری ، میگفتن وی وانت گو تو ۱۳بدر !
بعد ها طی جنگهایی سخت در زمان باستان ، ایرانیان، ۱۳ بدر را به غنیمت گرفتند و خارجی ها رو مجبور به استفاده از واژه ی پیک نیک کردند ! بگذریم که بعدها ایرانی ها واژه ی پیک نیک رو پس گرفتند و روی گاز پیک نیک خودشون به کارش بردند . اما خارجی ها پینگ پونگ رو اختراع کردند و ایرانی ها به عنوان تلافی کینگ کونگ رو فرستادند به جنگـ…

- اهم ، خیلی ممنونم از توضیحات خیلی کاملتون ، حالا اگه میشه چه توصیه هایی به خانواده ها برای خوش تر گذروندنِ این روز دارید ؟

- توصیه میگنم خانواده ها هرجا میخوان برن ، برن . اما جایی برن که توالت داشته باشه حتماً ! سال پیش یه جا رفتیم جاتون خالی بس سرسبز ! هوا صاف و تمیز ، اما نمیدونم چی شد که به سرمون زد ناهار با خودمون لوبیا ببریم ! خوردیم و بعد از بازی وسطی ( به اصرار بچه ها ) گلاب به روتون دیدیم دلمون همچین درد گرفته بد جور !
اینور رو بگرد ، اونور رو بگرد ، مگه لامصب مستراح پیدا میشد ؟ خلاصه یه چاله کندیم و …

“بووق بووق بووق بووق بووق”

- ئه ، دوستان عزیز ، خوشبختانه ارتباط ما با آقای کارنشناس قطع شد ، همکاران دارند تلاش می کنند که این ارتباط همچنان قطع بمونه !
امیدواریم سیزده بدری خوب و شاد در پیش رو داشته باشید
این بود گزارش این بخش خبری ، با اجازه ی همتون خانوم بچه ها رو برداریم بریم یه جا که توالت داشته باشه ! خدافظ …


نوشته شده در شنبه 12 فروردین 1391
ساعت 22:31 توسط زهره| ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...145146147148149...165صفحه بعد


آخرين مطالب
» یه روز خوب
» طنز ترین قیافه ی دکتر قالیباف ...
» post
» post
» لطفا جواب بديد
» اگه این سطل آبـــ رو بریزه چی میشه ؟؟؟
» post
» post
» بازم لاف آباداني
» ادبيات زرافه

Design By : RoozGozar.com