بی خیـــــــــــــــال دنیا دنیا مـــــــال توست

غم دنیا رو نخور دنیا که ارزش نداره


نوشته شده در یکشنبه 07 آبان 1391
ساعت 19:41 توسط زهره| ارسال نظر(2)

واسه شما هم اتفاق افتاده؟؟!!



ﯾﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺭﺍﺳﺘﺸﻮ ﻣﯿﮕﯿﺎ



ﻭﻟﯽ یهو ﺧﻨﺪﺕ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﺴﯽ ﺣﺮﻓﺘﻮ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ !


نوشته شده در یکشنبه 07 آبان 1391
ساعت 19:32 توسط زهره| ارسال نظر(4)

http://www.irandiba.com/fun30/1.jpg


نوشته شده در یکشنبه 07 آبان 1391
ساعت 19:14 توسط زهره| ارسال نظر(3)

 
لطفا اشغال نریزید !! (+عکس) www.taknaz.ir
 

نوشته شده در یکشنبه 07 آبان 1391
ساعت 13:25 توسط زهره| ارسال نظر(3)

دقت کردين هرچي امامزاده ست تو ايرانه!

 
فکر کنم اماما بچه هاشونو ميفرستادن

 

ايران واسه ادامه تحصيل...!


نوشته شده در یکشنبه 07 آبان 1391
ساعت 12:22 توسط زهره| ارسال نظر(2)

خیلی دردناکه اینهمه زحمت میکشی هفته رو تموم میکنی


دوباره یکی دیگه شروع میشه
!


نوشته شده در یکشنبه 07 آبان 1391
ساعت 12:09 توسط زهره| ارسال نظر(6)

از کارتون توی یک اداره مدرن راضی نیستین؟؟؟

 

پس این چی؟

 

 

IMG4UP



ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 07 آبان 1391
ساعت 10:02 توسط زهره| ارسال نظر(2)

یک روز یه ترکه


اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.. ؛


خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛


یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد،


جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد،


فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم


 
 یه روز یه رشتیه


اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛


برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد،


برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛


اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد


 
 یه روز یه لره


اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛


ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد


 
 یه روز یه قزوینی


به نام علامه دهخدا ؛


از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و


دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد


 
 یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر و اصفهانی


تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛


حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم


این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند


پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه


 
آنقدر اين متن را بفرستيم و بخوانيم تا عادتهاي قجري در خنديدن

 

به هموطن( آنكه در ديده ما جا دارد ) در ما بميرد و با هم يكي باشيم

 

مثل هميشه،مثل زمانهاي سختي و مثل زمانهاي جشن و افتخار


نوشته شده در یکشنبه 07 آبان 1391
ساعت 09:53 توسط زهره| ارسال نظر(1)

ما که نه قیافه داریم نه پول دلمون خوشه

 

اگه کسی بیاد سمتمون مارو واسه خودمون میخواد....

 

یه همچین دیدگاهی دارم نسبت به روابطم


نوشته شده در شنبه 06 آبان 1391
ساعت 20:24 توسط زهره| ارسال نظر(0)

اگه کسی عاشقت شد؛

 

تو هیچ مسئولیتی در قبالش نداری؛

مگر اینکه تو هم عاشقش بشی؛

اما اگه یکی بهت اطمینان کرد؛

تو در مقابلش مسئولی؛

حتی اگه بهش اطمینان نداشته باشی ..


نوشته شده در شنبه 06 آبان 1391
ساعت 20:04 توسط زهره| ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...6061626364...165صفحه بعد


آخرين مطالب
» [Last_Post_Title]

Design By : RoozGozar.com