بی خیـــــــــــــــال دنیا دنیا مـــــــال توست

غم دنیا رو نخور دنیا که ارزش نداره

بخشش

خدایا



چگونه سر بالا بگیرم و به درگاهت بیایم و بگویم :



الهی العفو ... که عفو و بخششت را می طلبم



اما باز هم جلوی نفسم را نمی گیرم ؟



چگونه شرمسارت نباشم در حالیکه هر چه جور و جفا از من می بینی



باز هم رشته ی مهر و دوستی ات را نمی گسلی و رهایم نمی کنی؟



چگونه ادعای بندگی کنم در حالیکه خود می دانم عبد تو نبودم و بنده ی نفس بودم؟



اما مهربان خالقم!



تنها چیزی که می توانم بگویم این است که با همه ی شرمندگی هایم ادعا می کنم

 

که بنده ی تو هستم



و تنها کلامی برایت بگویم که نکند عمر به سر آید و این کلام را نگفته باشم



خدایا! ساده بگویم ... دوستت دارم



خدایا قلبم تشنه نور و عشق توست



هر روز به افكار و آرزوهایم بیا



به رویاهایم، در خنده هایم و اشكهایم



 از سر رحمتت در فراموشی هایم پدیدار ش
و



به عبادتم ، به كار ، زندگی و مرگم بیا



 خدایا ... یاریم كن تا به این مقام برسم كه احساس كنم كه كسی از من غنی تر نیست



زیرا از عشق و شادی برخوردارم



یاریم كن تا به این مقام برسم كه فقط تو را داشته باشم و لطف و عشق تو مرا لبریز كند



به این مقام برسم كه بگویم



بیا فقر ، بیا درد



 وقتی كه خدا شهریار قلب من است



 هیچ گزندی به من نمیرسد



همه چیز میگذرد



مانند رویا می آیند و می روند



من در شادی بی مرگی هستم و ترسی ندارم



زیرا كه او در من ساكن است



و سایه جاودانه او بر روح من حكمــفرماست



و اینک دستم را بر آستانت بلند می کنم که دستگیرم باشی



تو همانی که من می خواهم . پس مرا همان کن که تو می خواهی



آه خدایا ......

 

 

خدایا     www.ma3ta.com

 

+ نوشته شده در سه‌شنبه 17 مرداد 1391
ساعت 22:21 توسط زهره | ارسال نظر(0)