یادش بخیر
یادش بخیر چقدر اسکل بودم.
نیم ساعت دست به سینه میشستم تا مبصر اسممو جزو خوبها بنویسه.
بعد معلم میومد بدون نگاه کردن به لیست خوبها و بدها تخته رو پاک میکرد
و چقدر اسکلتر بودم که زنگ بعدی هم دست به سینه میشستم
+ نوشته شده در چهارشنبه 08 آذر 1391 ساعت 18:16 توسط زهره
|
ارسال نظر(3)