بی خیـــــــــــــــال دنیا دنیا مـــــــال توست

غم دنیا رو نخور دنیا که ارزش نداره

دلایل پسر ها برای کات کردن رابطه با دخترها وقتی که از یه دختر دیگه خوششون اومده...

من اوني كه تو فكر مي كني نيستم. من....
... ... (با معرفتاشون)

من نمي تونم اينجوري ادامه بدم اذيت مي شم.
(اونايي كه اصن خلاقيت ندارن)

من دارم ميرم خارج. مادرم اونجا منتظرمه.
(دو دره بازاشون)

ببين من از يكي ديگه خوشم مياد ببخشيد واسه همه چيز.
(آخره صداقت) البته از اين ورژن موجود نمي باشد.

انقدر دوست دارم كه نمي تونم باهات باشم.
(آخره خلاقيت) البته اين ورژن توانايي هندل كردن چند نفر با هم را دارد.

گمشو ...ديگه نمي تونم اخلاقه گندتو تحمل كنم ...برو با همون حميده جونت دوست شو...
(اعصاب خراباشون)

ترو خدا باهام به هم بزن!
( دست پا چلفتي) اين ورژن تا آخر عمر هم نمي تواند دو دوست دختر داشته باشد.


نوشته شده در پنج‌شنبه 04 اسفند 1390
ساعت 14:55 توسط زهره| ارسال نظر(0)

 


نوشته شده در چهارشنبه 03 اسفند 1390
ساعت 23:55 توسط زهره| ارسال نظر(1)

خدارحمتش کنه


نوشته شده در چهارشنبه 03 اسفند 1390
ساعت 23:44 توسط زهره| ارسال نظر(2)

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/30/01.jpg


نوشته شده در سه‌شنبه 02 اسفند 1390
ساعت 23:24 توسط زهره| ارسال نظر(0)

يه آبوداني واسه رفيقش تعريف ميکرد که ...
حميــــد !!
حميد : چيه؟
گفت: رفته بودم جنگل , چه طبيعت بکري !! ايقد جات خالي بوود ايقد جات خالي بود!!
واساده بودم مهو اين طبيعت شده بودم ! اينقد قشنگ بود آواز پرندگان !
کاش مو اين دوربينمو برده بودم با خودم برات فيلم برداري ميکردم !
همينطور که مو مهو اين طبيعت بودم گرگا حمله کردن !!
حميد : خو چي شد؟!!!!!!
گفت : خو هيچي ما بدو گرگا بدو ! مو بدو گرگا بدو !! ب...عد ر...سيديم به يه دشت !
دشت پر از گل شقايق ! ايقد قشنگ بود , تا چشم کار ميکرد فقط گل سرخ ! اصلا يه فضاي رمانتيکي شده بود !
حميد : پَ گرگا چي شدن ؟!
گفت : ها وولک گرگا دنبالم ! مو بدو گرگا بدو !! رسيديم به يه کوه !
پسر از قدرت خدا آب از دل کوه در ميومد ميخورد زمين پووووودر مي شد !!
نور خورشيدم افتاده بود داخلش يه رنگين کمون خشکلي درست شده بود جات خالي
کاش مو اين دوربينمو با خودم برده بودم واست فيلم ميگرفتم !
حميد : گرگا چي شدن وولک؟!!
گفت: هااا خو گرگا دنبالمون مو بدو گرگا بدو مو بدو گرگا بدوو ! رسيديم به يه دريا !
پسر دريا نگو استخر ! يه موج داخل اين دريا نبود ! ايقد قشنگ بووود !!
حميد :گرگااا چي شدن؟!
گفت : خو زهر مار !!! گرگا ول کردن تو ول نميکني!!!!!!


نوشته شده در سه‌شنبه 02 اسفند 1390
ساعت 23:18 توسط زهره| ارسال نظر(2)

جواني باسبیل کلفت و چاقو به دست وارد مسجد شد و گفت:

بين شما کسي هست که مسلمان باشد؟

همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد.

بالاخره پيرمردي با ريش سفيد از جا برخواست و گفت:آري من مسلمانم.

جوان به پيرمرد نگاهي کرد و گفت با من بيا.

پيرمرد به دنبال جوان به راه افتاد و با هم چند قدمي از مسجد دور شدند.

جوان با اشاره به گله گوسفندان به پيرمرد گفت:

ميخواهم تمام آنهاراقرباني کنم وبين فقراپخش کنم وبه کمک احتياج دارم.

پيرمرد و جوان مشغول قرباني کردن گوسفندان شدند.

پس از مدتي پيـرمرد خسـته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگـردد و

شخص ديگري را براي کمک با خود بياورد.

جوان با چاقوي خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسيد:

آيا مسلمان ديگري در بين شما هست؟

افراد حاضـر در مســجد که گمان کــردند جوان پيرمرد را به قتل رســانده

نگاهشان را به پيش نماز مسجد دوختند.

پيش نماز رو به جمعيت کرد و گفت:چرابه من نگاه مي کنيد؟به عيسي

مسيح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسي مسلمان نمي شود !

 


نوشته شده در سه‌شنبه 02 اسفند 1390
ساعت 19:53 توسط زهره| ارسال نظر(0)

 


نوشته شده در سه‌شنبه 02 اسفند 1390
ساعت 19:47 توسط زهره| ارسال نظر(1)

بخند تا دنیا بهت بخنده

 

 برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 01 اسفند 1390
ساعت 23:33 توسط زهره| ارسال نظر(2)

استاد فلسفه اي منكر وجود خدا بود. روزي دانشجوي جديدي سر كلاس او

 

نشست . استاد وارد شد و شروع به درس دادن كرد و در ميانه درس باز هم

منكر وجود خـدا شد و گفت " ايا در اين كلاس كسي هسـت كه صداي خدا

را شنـيده باشد ؟" كسي پاسخ نداد استاد دوباره پرسـيد :" در اين كــلاس

كسي هست كه خدا را لمس كرده باشد ؟"

دوباره كسي پاســخ نداد اســتاد براي ســومين بار پرسيد : "در اين كـلاس

كسي هســت كه خدا را ديــده باشـد ؟ " دانشجويان به هـم نكاه كردند و

گفتند : نه ما نديـده ايم .استاد با قاطــعيت گفت : " پس با ايـن وصف خدا

وجود ندارد. "دانشــجوي جـــديد كه با استدلال استاد به هيچ وجه  موافق

نبود اجــازه خواست تا صحــبت كند . استاد پذيــرفت . دانشــجو از جايش

برخاست و از همكلاسي هايش پرسيد : "آيا در اين كـلاس كسي هست

كه صداي مغـز استاد را شنيده باشــد؟ " همه ســكوت كردند . دانشــجو

پرسيد : "دراين كلاس كسي هست كه مغز استاد را لمس كرده باشد؟"

همچنان كسي چيـزي نگفت.دوباره پرسيد : "دراين كلاس كسي هست

كه مغر استاد را ديده باشد ؟ " همه گفتند :نه.

دانشجو گفت : پس نتيجه مي گيريم آقاي استاد مغز ندارد!!!


نوشته شده در دوشنبه 01 اسفند 1390
ساعت 14:26 توسط زهره| ارسال نظر(1)

 

معنای نام كشورهای جهان

آرژانتین: سرزمین نقره (اسپانیایی)
آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما / آفتابی جنوبی (لاتین، یونانی)
آلبانی: سرزمین كوه نشینان
آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن (فرانسوی، ژرمنی)
آنگولا: از واژه نگولا كه لقب فرمانروایان محلی بود
اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)
اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)
ازبكستان: سرزمین خودسالارها (سغدی، تركی، فارسی دری)
اسپانیا: سرزمین خرگوش كوهی (فنیقی)
استرالیا: سرزمین جنوبی (لاتین)
استونی: راه شرقی (ژرمنی)
اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری)
اسكاتلند: سرزمین اسكات ها (لاتین)
افغانستان: سرزمین قوم افغان (فارسی)
اكوادور: خط استوا (اسپانیایی)
الجزایر: جزیره ها (عربی)
السالوادور: رهایی بخش مقدس (اسپانیایی)
امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یكپارچه عربی (عربی)
اندونزی: مجمع الجزایر هند (فرانسوی)
انگلیس: سرزمین پیر استعمار (ژرمنی)
اوروگوئه: شرقی
اوكراین: منطقه مرزی (اسلاوی)
ایالات متحده امریكا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی
ایتالیا: شاید به معنی ایزد (یونانی)
ایران: سرزمین آریایی ها٬ برگرفته از واژه «آریا» به معنی نجیب و شریف
ایرلند: سرزمین قوم ایر (انگلیسی)
ایسلند: سرزمین یخ (ایسلندی)
باهاما: دریای كم عمق یا ریشدارها (اسپانیایی)
بحرین: دو دریا (عربی)
برزیل: چوب قرمز
بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان (لاتین)
بلژیك: سرزمین قوم بلژ از اقوام سلتی، واژه بلژ احتمالاً معنی كیسه می داده
بلیز: یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژه ای بومی به معنای آب گل آلود
بنگلادش: ملت بنگال (بنگلادشی)
بوتان: تبتی تبار
بوتسوانا: سرزمین قوم تسوانا
بوركینافاسو: سرزمین مردم درستكار
بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریكای لاتین
پاراگوئه: این سوی رودخانه
پاكستان: سرزمین پاكان (فارسی دری)
پاناما: جای پر از ماهی (زبان كوئِوا)
پرتغال: بندر قوم گال از اقوام سلتی (لاتین)
پورتوریكو: بندر ثروتمند (اسپانیایی)
تاجیكستان: سرزمین تاجیك ها (فارسی دری)
تانزانیا: این نام از همامیزی تانگانیگا سرزمین دریاچه تانگا + زنگبار گرفته شده
تایلند: سرزمین قوم تای
تركمنستان: سرزمین ترك + ایمان = تركیمان = تركمان = تركمن سرزمین ترك هایی كه مسلمان شده اند (مربوط به سده های آغازین اسلام)
تركیه: سرزمین قوی ها (تركی با پسوند عربی)
جامائیكا: سرزمین بهاران
جیبوتی: شاید به پادری بافته از الیاف نخل می گفتند (زبان آفار)
چاد: دریاچه (زبان بورنو)
چین: سرزمین مركزی (چینی)
دانمارك: مرز قوم "دان"
دومینیكن: كشور دومینیك مقدس (اسپانیایی)
روسیه: كشور روشن ها، سپیدان
روسیه سفید / بلاروس: درخشنده روس / سفید روسی
رومانی: سرزمین رومی ها
زلاند نو: زلاند جدید (زلاند نام یكی از استان های هلند به معنای دریاست)
ژاپن: سرزمین خورشید تابان (ژاپنی)
سریلانكا: جزیره باشكوه (سنسكریت)
جزایر سلیمان: از نام حضرت سلیمان
سوئد: سرزمین قوم "سوی"
سوئیس: سرزمین مرداب
سودان: سیاهان (عربی)
سوریه: سرزمین آشور (سامی)
سیرالئون: كوه شیر
شیلی: پایان خشكی/ برف
عراق: شاید از ایراك به معنای ایران كوچك (فارسی)
عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملك خاندان خوشبختواژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد استسعود یعنی خوشبخت.
فرانسه: سرزمین قوم فرانك از اقوام سلتی
فلسطین: یكی از اسامی قدیم رود اردن
فنلاند: سرزمین قوم "فن"
فیلیپین: از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ
قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله قرقیزی
قزاقستان: سرزمین كوچگران قزاقی
قطر: شاید به معنای بارانی (عربی)
كاستاریكا: ساحل غنی (اسپانیایی)
كانادا: دهكده زبان سرخپوستی "ایروكوئی"
كلمبیا: سرزمین كلمب (كریستف كلمب) (اسپانیایی)
كنیا: كوه سپیدی (زبان كیكویو)
كویت: دژ كوچك هندی (عربی)
گرجستان: سرزمین كشاورزان (یونانی)
لبنان: سفید (عبری)
لهستان: سرزمین قوم "له"
لیبریا: سرزمین آزادی
مجارستان: سرزمین قوم مجار (مجاری)
مراكش: مغرب
مصر: شهر، آبادی
مقدونیه: سرزمین كوه نشین ها، بلندنشین ها (یونانی)
مكزیك: اسپانیای جدید (اسپانیایی)
موریتانی: سرزمین قوم مور (لاتین)
میكرونزی: مجمع الجزایر كوچك فراسوی
نروژ: راه شمال
نیجر: سیاه (لاتین)
نیجریه: سرزمین سیاه (لاتین)
نیكاراگوئه: دریای نیكارائو (نام مردم آن منطقه) آگوئه (اسپانیایی)
واتیكان: گرفته شده از نام تپه ای به نام واتیكان (اتروسكی)
ونزوئلا: ونیز كوچك
ویتنام: اقوام "ویت" جنوبی (ویتنامی)
ویلز: بیگانگان (ژرمنی)
هلند: سرزمین چوب آلمانی
هند: پر آب (فارسی باستان)
هندوراس: ژرفناها (اسپانیایی)
یمن: خوشبخت
یونان: سرزمین قوم "یون


نوشته شده در دوشنبه 01 اسفند 1390
ساعت 11:22 توسط زهره| ارسال نظر(1)

صفحه قبل1...160161162163164165صفحه بعد


آخرين مطالب
» یه روز خوب
» طنز ترین قیافه ی دکتر قالیباف ...
» post
» post
» لطفا جواب بديد
» اگه این سطل آبـــ رو بریزه چی میشه ؟؟؟
» post
» post
» بازم لاف آباداني
» ادبيات زرافه

Design By : RoozGozar.com