بی خیـــــــــــــــال دنیا دنیا مـــــــال توست
غم دنیا رو نخور دنیا که ارزش نداره
عمر دست خداست!!! پراید فقط وسیله است!!!
از نشانه های دوره ء آخر زمان , همین بس , که هر جا میری 10 تا شارژر اپل هست!!!
ولی , واسه یه شارژر سوزنی نوکیا , باید دور شهر رو طواف کنی!!
به یه نفر گفتم : نماز میخونی ؟ میگه : عادت ندارم ، سخته ...
بهش گفتم : روزه میگیری ؟ میگه : طاقت ندارم ، سخته ...
بهش گفتم خانم بيارم صیغه میکنی ؟ میگه : آره بابا اونقدرها هم کافر نیستم ...
مهد کودک لاله 6 تا پسل داله/ یکیش منو دوس داله/ سیبیل میبیل نداله
گفته که در میاله/ منم اونو دوس دالم/ اما میمی ندالم/ گفتم که دل میالم !!!!
امروز ماشین نداشتم!!!
سوار یه سیستم صوتی شدم طرف روش پراید بسته بود!!!
خواهرزاده ي دو سالم رها خانم بعد اينكه ... و شستنش اومده داره با حوله ي صورتـم باسنش رو خشك مي كنه!!!.
مامانش ازون طرف داد مي زنه اون حوله كثيفه ، نـزن به خودت!!!
حالا این حقش نیست من جای رها صداش کنم ول؟؟؟
با همسر پشت چراغ قرمز، تو ماشین نشسته بودیم!!!
یهو یه گل فروشه اومد جلو گفت: آقا یه گل بخر!!!
گفتم نمیخوام عزیزم!!!
گلفروش : وااااااااا! پس چرا واسه دختر دیروزیه خریدی واسه این نمیخری؟؟؟
چرا فرق میزاری بینشون؟؟؟ بعد دوید رفت!!!
داشتم پروژه دانشگاه رو درست میکردم بابام اومد تو اتاقم میگه:این چیه؟
میگم:یه قطعه الکتریکی.
میگه: کارش چیه؟ میگم:توضیحش سخته.
زارت گذاشت زیر گوشم و گفت: فکر کردی اون موقع که 3 سالت بود و میپرسیدی بابا من چطور درست شدم توضیحش آسون بود ؟
بدترین نوع خیانت اینه که رو کسی حساب باز کنی بعد اون یهو حسابتو خالی کنه
سلامتيه اون پسری که...
10سالش بود باباش زد تو گوشش هيچي نگفت...
20سالش شد باباش زد تو گوشش هيچي نگفت....
30سالش شد باباش زد تو گوشش زد زير گريه...!!!
باباش گفت چرا گريه ميکني..؟
گفت: آخه اونوقتا دستت نميلرزيد...!


خانوم جا قحطه رفتی رو ماشین خوابیدی!!
ﻭﻗﺘﻲ 5 ﺛﺎﻧﻴﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ آﻻﺭﻡ ﻣﻮﺑﺎﻳﻞ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﻣﻲ ﺷﻢ ﻭ آﻻﺭﻡ ﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻣﻴﻜﻨﻢ
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻲ ﻛﻨﻢ ﺑﻤﺐ ﺧﻨﺜﻲ ﻛﺮﺩﻡ
عضنفر به همسرش :
عزیزم اگه موبایلت زنگ نمیزنه بدون منم... چون شارژ ندارم!
اینترنتم شده مثله آب حموم باید یا دم صبح بری یا آخر شب که فشار زیاده .........
فرق افتادن از طبقه اول با طبقه دهم:
طبقه دهم: آ آ آ آ آ آ آ آ آ . . . . . . . . بوووووفففففف . . .
طبقه اول: بوووووفففففف . . . . آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ
غضنفر 4 تا زن داشته، می ره آفریقا، برگشتنى با خودش یه زن سیاه پوست میاره.
ازش می پرسند این دیگه کیه؟ می گه اگه خدا قبول کنه واسه ایام محرم آوردم!
یه روزایی هست که یهو قصد می کنی اتاقتو مرتب کنی... همه ی وسایلتو که می ریزی بیرون تازه می فهمی چه غلطی کردی!
زن: عزیزم، دنبال چی می گردی ۴ ساعته زل زدی به اون قباله ازدواجمون؟! شوهر: دنبال تاریخ انقضاشم!
من هر وقت حس درس خوندن بهم دست می ده، 5 دقیقه دراز می کشم برطرف می شه!
غضنفر به دوست دخترش ميگه : ميخواى جایى رو كه ختنه كردم بهت نشون بدم !
دختره ميگه : آره از خدامه !
غضنفر ميگه : همون بيمارستان روبرویى !
همه اینا به کنار
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
مُسکن از کجـــا میفهمه مــا کجامون درد میکنه ؟
واقعا برام سواله
سربازی واسه پسرا مثه حاملگی واسه زناست.
هر دو ظاهرتو خراب می کنه و هر کی میبیندمون میپرسه چند ماهته؟
سه چیز غیر ممکن در دنیا:
- شما نمی توانید تعداد موهای خود را بشمارید....
- شما نمی توانید چشمان خود را با صابون بشویید....
- شما نمی توانید در حالیکه زبانتان بیرون است نفس بکشید..!!!
... لطفا اون زبون مبارک رو بدید تو، الان دور از جوون با اینکارتون شبیه یک سبک عقل شدید!!
یک موسسه بین المللی تحقیقی در مورد خیانت مردان به زنان انجام میداد و از زنهای کشورهای مختلف جهان این سوال رو پرسید:
اگر شوهرتون رو با زن دیگری تو رختخواب ببینید با شوهرتون چیکار میکنید ؟
زن سوئیسی : ازش میپرسم از چی من خوشش نیومده
زن روسیه ای : خونه رو ترک میکنم
زن فرانسوی : میرم پیش دوست پسرم تا بهم تسلی خاطر بده
زن ایتالیایی : اون زن رو میکشم
زن اسپانیایی : شوهرم رو میکشم
زن آمریکایی : جفتشون رو میکشم
زن ایرانی : شوهر من از این کارها نمیکنه ، من بهش اطمینان دارم ...!!!
یه روز صبح روزنامه نگاری داشت می رفت سرکار ولی به خاطر تصادفی كه شده بود توی ترافیك گیر افتاده بود.
اون وقتی دید ترافیکه و سر ساعت به محل کارش نمیرسه تصمیم گرفت همینجا كارش رو انجام بده و از تصادف یه خبر داغ تهیه كنه.
جمعیت زیادی دور محوطه تصادف جمع شده بودن و این نشون میدادیه اتفاق خیلی بدی افتاده!
بنابراین خبرنگار برای رسوندن خودش به محل تصادف فكری كرد و بعد فریاد زد:
بذارید رد شم... خواهش میکنم بزارید رد شم... من پسرشم! من پسرشم!
ولی وقتی به صحنه ی تصادف رسید فکر میکنید،چی دید ؟!
.......................یه الاغ
فکر کنین که اگر قرار بود الان یه کتاب آسمانی نازل بشه برای ایرانی جماعت، توش چه وعده هایی برای بهشت و جهنم میداد؟
بهشت:
1- در آنجا پارکهایی هستند که میتوانید در آنها با اهل بهشت آب بازی کنید در بهشت هرگونه که خواستید بگردید
حتی لخت مادرزاد، در آنجا کسی کاری به کارتان ندارد و کسی در شما نظر نخواهد کرد.
2- به شما نوت بوکی میدهیم با 72 نرم افزار رایگان و 72 Gig اینترنت رایگان بدون فیلتر که در همه جای بهشت آنتن میدهد.
3- بر بام هر خانه ای در بهشت 72 دیش ماهواره قرار داده ایم که بهشتیان میتوانید با هر یک 72.000 کانال بگیرند، همانا در بهشت بر روی دیشهای شما پارازیت نمی اندازیم و کسی دیشهای شما را جمع نخواهد کرد.
4- در آنجا دکه هاییست که میتوان از آنها روزنامه ها و کتابهایی خرید که سانسور نشده و جز حقیقت در آن نوشته نشده است.
5- در بهشت مرغهایی برای بهشتیان قرار داده ایم که فرت و فرت تخم میکنند، تخمهایی دو زرده و سه زرده
و وقتی آنرا بشکنید از آن املت بیرون میاید و اهل بهشت هیچ گاه از خوردن آنها سیر نمیشوند.
6- در آنجا جویهایی از مارتینی، اسکاچ، تنسی و ابسلوت برای اهل بهشت جاریست
که وقتی از آن بخورید مست میشوید و عقل از سرتان میپرد و حال میکنید.
7- در بهشت هواپیماهایی برای مومنین قرار داده ایم که تاخیر ندارد و سقوط نمیکند و نیازی به لوازم یدکی ندارد.
جهنم:
1- در جهنم هرگونه خوشی بر شما حرام است، فقط صدای نی آن هم به شرطی که شما را به گریه اندازد.
2- در جهنم زیبایی بر شما حرام است، همانا در آنجا غولانی پر هیبت و زشت از زن و مرد را بر شما قرار داده ایم
که اگر یک تار مویتان بیرون باشد پایتان را فلک میکنند و به ازاء هر تار مویتان 74 ضربه شلاقتان میزنند.
3- در جهنم اینترنت پر سرعتی برای گناهکاران قرار داده ایم که با آن جز در سایتهای تبیان و دارالحدیث و الکوثر نتوانند بروند
و هر جای دیگری که بروند بنویسد " دسترسی به تارنمای فراخوانده شده امکان پذیر نمیباشد" باشد تا جانشان درآید.
4- در جهنم دیشهایی از برای جهنمیان قرار داده ایم که بیست و چهار ساعته روی آن پارازیت است تا ببینند و حرص بخورند.
5- در آنجا دکه هایی قرار داده ایم که در آن جز کیهان نفروشند و وقتی آنها را ورق زنند از میان اوراق آن بوی تعفن به مشام رسد.
6- در جهنم ماهی 60 لیتر بیشتر بنزین به شما نمیدهند و از برای آن باید ساعتها در صف بایستید
و توی سرتان بزنند و چشمتان کور شود، میخواستید نیایید جهنم.
7- در آنجا جویهایی جاریست از ماءالشعیر که هر چه از آن بخورید مست نشوید و سر کار بروید.
8- جهنمیان را در هواپیماهایی مینشانیم و بر بالای جهنم میگردانیم که تکان تکان میخورد و از چهار ستونش صداهای عجیب و غریب می آید و آنها را جان به لب میکنیم، آنگاه هواپیما را ساقط کرده، همه شان را میکشیم و دوباره زنده شان کرده و باز در همان هواپیما می نشانیمشان.

مرحوم حسين پناهي هنرپيشه فقيد ميگفت بعد از مرگم مردم من را خواهند شناخت!
شايد بعضي از اشخاص فكر ميكردند وي عقل درستي ندارد اينك به بعضي از حرفهاي او توجه بفرماييد
ازآجيل سفره عيد
چند پسته لال مانده است
آنها که لب گشودند؛خورده شدند
آنها که لال مانده اند ؛مي شکنند
دندانساز راست مي گفت:
پسته لال ؛سکوت دندان شکن است !
من تعجب مي کنم
چطور روز روشن
دو ئيدروژن
با يک اکسيژن؛ ترکيب مي شوند
وآب ازآب تکان نمي خورد!
بهزيستي نوشته بود:
شير مادر ،مهر مادر ،جانشين ندارد
شير مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد
پدر يک گاو خريد
و من بزرگ شدم
اما هيچ کس حقيقت مرا نشناخت
جز معلم عزيز رياضي ام
که هميشه ميگفت:
گوساله ، بتمرگ!
با اجازه محيط زيست
دريا، دريا دکل ميکاريم
ماهيها به جهنم!
کندوها پر از قير شدهاند
زنبورهاي کارگر به عسلويه رفتهاند
تا پشت بام ملکه را آسفالت کنند
چه سعادتي!
داريوش به پارس مينازيد
ما به پارس جنوبي!
رخش،گاري کشي مي کند
رستم ،کنار پياده رو سيگار مي فروشد
سهراب ،ته جوب به خود پيچيد
گردآفريد،از خانه زده بيرون
مردان خياباني براي تهمينه بوق مي زنند
ابوالقاسم براي شبکه سه ،سريال جنگي مي سازد
واي...
موريانه ها به آخر شاهنامه رسيده اند!!
صفر را بستند
تا ما به بيرون زنگ نزنيم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زده ايم!
پسر بچه اي يک برگ کاغذ به مادرش داد .
مادر که در حال آشپزي بود ،دستهايش را با حوله تميز کرد و نوشته را با صداي بلند خواند.
او نوشته بود :
صورتحساب !!!
کوتاه کردن چمن باغچه 5.000 تومان
مراقبت از برادر کوچکم 2.000 تومان
نمره رياضي خوبي که گرفتم 3.000 تومان
بيرون بردن زباله 1000 تومان
جمع بدهي شما به من :12.000 تومان !
مادر نگاهي به چشمان منتظر پسرش کرد،چند لحظه خاطراتش را مرور کرد و سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب اين را نوشت:
بابت 9 ماه بارداري که در وجودم رشد کردي هيچ
بابت تمام شبهائي که به پايت نشستم و برايت دعا کردم هيچ
بابت تمام زحماتي که در اين چند سال کشيدم تا تو بزرگ شوي هيچ
بابت غذا ، نظافت تو ، اسباب بازي هايت هيچ
و اگر شما اينها را جمع بزني خواهي ديد که : هزينه عشق واقعي من به تو هيچ است
وقتي پسر آن چه را که مادرش نوشته بود خواند چشمانش پر از اشک شد ودر حالي که به چشمان مادرش نگاه مي کرد. گفت:
مامان ... دوستت دارم
آنگاه قلم را برداشت و زير صورتحساب نوشت:
قبلاً بطور کامل پرداخت شده !!!
قابل توجه اونهائي که فکر ميکنند مرور زمان انها را بزرگ کرده و حالا که هيکل درشت کردند خدا را هم بنده نيستند.
بعضي وقتها نيازه به اين موارد فکر کنيم ...
کساني که از خانواده دور هستند شايد بهتر درک کنند.
نتيجه گيري منطقي: جايي که احساسات پا ميذاره منطق کور ميشه!!!
مادر متوجه نشد که پسرش داره سرش کلاه ميذاره : جمع بدهي ميشه 11.000 تومان نه12.000 تومان !!!
صفحه قبل1...162163164165صفحه بعد
| Design By : RoozGozar.com |
.gif)


