بی خیـــــــــــــــال دنیا دنیا مـــــــال توست

غم دنیا رو نخور دنیا که ارزش نداره

داشتن عادات غذایی صحیح و توجه به زمان خوابیدن و استراحت برای حفظ سلامت بدن مهم است تا بتواند مواد مغذی را جذب و مواد زائد را دفع کند.
 برای سالم زیستن، باید خواب راحت و آرامی داشته باشیم. به موارد زیر دقت کنید تا اهمیت خوابیدن برای شما روشن گردد:
 
 ساعت 9 تا 11 شب:
زمانی است برای از بین بردن مواد سمی و غیر ضروری که این عملیات توسط آنتی اکسیدان ها انجام می شود.
در این ساعت بهتر است بدن در حال آرامش باشد. در غیر این صورت اثر منفی بر روی سلامتی خود گذاشته اید.
 
 ساعت 11 تا 1 شب:
عملیات از بین بردن مواد سمی در کبد ادامه دارد و شما باید در خواب عمیق باشید.
 
 ساعت 1 تا 3 نیمه شب:
عملیات سم زدایی در کیسه صفرا ، در طی یک خواب عمیق به طور مناسب انجام می شود.
 
 ساعت 3 تا 5 صبح:
عملیات از بین بردن مواد سمی در ریه اتفاق می افتد. بعضی مواقع دیده شده که افراد در این زمان، سرفه شدید یا عطسه می کنند.
 
 ساعت 5 تا 7 صبح:
این عملیات در روده بزرگ صورت می گیرد، لذا می توانید آن را دفع کنید.
 
 ساعت 7 تا 9 صبح:
جذب مواد مغذی صورت می گیرد، پس بهتر است صبحانه بخورید. افرادی که بیمار می باشند، بهتر است صبحانه را در ساعت 6 و 30 دقیقه میل کنند.
 
کسانی که می خواهند تناسب اندام داشته باشند، بهترین ساعت صرف صبحانه برای آنها، ساعت 7 و 30 دقیقه می باشد و کسانی که اصلا صبحانه نمی خورند، بهتر است عادت خود را تغییر دهند و در ساعت 9 تا 10 صبح صبحانه بخورند.
دیر خوابیدن و دیر بلند شدن از خواب، باعث می شود مواد سمی از بدن دفع نشوند.
از نصفه های شب تا ساعت 4 صبح، مغز استخوان عملیات خون سازی را انجام می دهد.
در ایام تعطیل، بسیاری افراد تا دیر وقت بیدار می مانند و بعد از اتمام تعطیلات، با خستگی به سر کار می روند، چون اعمال بدنشان دچار سردرگمی شده است و نمی داند چه باید انجام دهد.
پس همیشه، زود بخوابید و خواب آرامی داشته باشید . :301:

نوشته شده در دوشنبه 01 اسفند 1390
ساعت 10:48 توسط زهره| ارسال نظر(1)

 


نوشته شده در یکشنبه 30 بهمن 1390
ساعت 19:34 توسط زهره| ارسال نظر(0)

آب، نجوا كرد: «صاف و ساده بايد زيست.»

 

باد هم آواز داد: «آزاده بايد زيست.»

 

آتش، از معراج كردن، نعره گلگون كرد؛

 

خاك هم خاموش خواند: «افتاده بايد زيست.»

                                                            دکتر قدمعلی سرامی

 


 


نوشته شده در یکشنبه 30 بهمن 1390
ساعت 19:28 توسط زهره| ارسال نظر(0)

 

برای دیدن بقیه عکسا حتما به ادامه مطلب برید



ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 30 بهمن 1390
ساعت 13:22 توسط زهره| ارسال نظر(4)

پسر در حال دویدن…

زااااارت (صدای زمین خوردن)
 

 

رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ

“صدای پس گردنی”)


یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!


یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!


________________

دختر در حال راه رفتن…


دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)

 

رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای…


یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟


یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!


من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین

 


نوشته شده در یکشنبه 30 بهمن 1390
ساعت 09:30 توسط زهره| ارسال نظر(0)

 


نوشته شده در شنبه 29 بهمن 1390
ساعت 20:41 توسط زهره| ارسال نظر(0)

فقط یک اصفهانی میتواند یک جمله با 20 فعل بسازد:

داشتم می رفتم برم دیدم گرفت نشست گفتم بذار بپرسم بیبینم میاد نیمیاد دیدم میگد نیمیخوام بیام بذار برم بیگیرم بخوابم...

و اما یک شیرازی بدون فعل جمله میسازد

ها آمو بیخیال ...


نوشته شده در شنبه 29 بهمن 1390
ساعت 11:07 توسط زهره| ارسال نظر(1)

در فولكلور آلمان ، قصه اي هست كه این چنین بیان می شود :

مردي صبح از خواب بيدار شد و ديد تبرش ناپديد شده . شك كرد كه همسايه اش آن را دزديده باشد ، براي همين ، تمام روز اور ا زير نظر گرفت.

متوجه شد كه همسايه اش در دزدي مهارت دارد ، مثل يك دزد راه مي رود ، مثل دزدي كه مي خواهد چيزي را پنهان كند ، پچ پچ مي كند ،آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصميم گرفت به خانه برگردد ، لباسش را عوض كند ، نزد قاضي برود و شكايت كند .

اما همين كه وارد خانه شد ، تبرش را پيدا كرد . زنش آن را جابه جا كرده بود. مرد از خانه بيرون رفت و دوباره همسايه اش را زير نظر گرفت و دريافت كه او مثل يك آدم شريف راه مي رود ، حرف مي زند ، و رفتار مي كند .

كتاب پدران، فرزندان ، نوه ها اثر پائولو كوئليو
 


نوشته شده در شنبه 29 بهمن 1390
ساعت 11:05 توسط زهره| ارسال نظر(0)

یه روز یه امریکایی یه ژاپنی یه ایرانی در مسابقات تربیت سگ شرکت میکنن
به اینا میگن هر چی بلدین به سگهاتون یاد بدین ما یه سال دیگه میایم تا هر کی سگ رو خوب تربیت کنه جایزه مال اونه.
خلاصه یه سال میگذره مسولین برمیگردن.
اول میرن سر سگ امریکایی میبینن سگه داره چت میکنه تعجب میکنن میرن پیش
ژاپنی میبینن سگش داره غذا میپزه بازم تعجب میکنن در نهایت میرن میبینن
سگ ایرانیه افتاده زمین حتی نای بلند شدن نداره از ایرانیه میپرسن اقا
این چه وضعشه؟ایرانیه با اعتماد به نفس میگه یه لحظه صبر کنین . . .
بعد یه تیکه نون خشک از جیبش در میاره تو همون لحظه سگه بلند میشه
میگه اصغر تو رو خدا از اون یه تیکه بده بخورم


نوشته شده در شنبه 29 بهمن 1390
ساعت 11:02 توسط زهره| ارسال نظر(1)


آدم بعضی وقتها دلش میخواهد بنویسد و حسابی هم موضوع داغ و جالب برای نوشتن هست اما هر جور فکر میکند که بنویسد یا ننویسد؟ این مواقع آدم اینجوری  میشود! همین ایده موجب شد در مورد توصیفات کامل خندانکهای یاهو مسنجر یا همان Emoticon ها و توان بیان وضعیت کاربران اینترنت و بلاگرهای ایرانی بنویسم. از هیچی که بهتر است! نه؟

اما کاربردهای اصلی خندانکهای یاهو مسنجر:

۱-وضعیت کلی کاربران اینترنتی ایران با توجه به کیفیت و سرعت اینترنت=
۲-وضعیت کاربران ایرانی شاکی از کندی اینترنت در زمانهای خاص و فیلترینگ فله ای!=
۳-وقتی بلاگری میخواهد وارد بلاگ خودش بشود و می بیند فیلتر شده است!=
۴-وضعیت کاربران ایرانی وقتی موفق به عبور از فیلتر  (زبانم لال!) می شوند!=
۵-وقتی منتظر رسیدن ساعت دانلود رایگان هستند=
۶-وقتی یک نرم افزار ۱۰۰۰ دلاری را کرک میکند و مورد استفاده رایگان قرار می دهند=
۷-وقتی همینجوری کاملاً اتفاقی به یک مطلب بالای ۱۸ سال برخورد می کنند!=
۸-وقتی همزمان دارند با چند نفر چت میکنند=
۹-وقتی سرعت اینترنت را در بلاد کفر می بینند!=
۱۰-وقتی کتابهای درسی را باز میکند=
۱۱-کسری از ثانیه بعد از بستن کتاب و ورود به فیسبوک=
۱۲-وقتی مزخرفات پ نه پ دیگران را میخواند و خودش هم چند پ نه پ سر هم می کند=
۱۳-وقتی یک پ نه پ خطرناک و سیاسی می بینند!=
۱۴-وقتی در حال بازدید از سایتهای همیشگی خود هستند و مادرشان و یا بدتر همسرشان از راه میرسد!=
۱۵-وقتی توجیهات صد من یک غاز مسئولان در مورد برخورد لنگر کشتی و جویدن فیبر نوری توسط کوسه ها را می شنوند!=
۱۶-وقتی یک فایل سنگین را با سرعت زپرتی دانلود می کنند=
۱۷-وقتی پاسخ مسئولان محترم را در نهایت احترام می دهند!=
۱۸-وقتی وی پی ان و فیلترشکن مجانی پیدا می کنند!=
۱۹-وقتی موقتاً سیستم فیلرینگ از کار می افتد و همه سایتها در دسترس هستند=
۲۰-وقتی در اینترنت با یک دختر که عکس یاهوی زیبایی دارد آشنا می شوند=
۲۱-وقتی عاشق می شوند و از زندگی و درس و همه چیز می افتند!=
۲۲-وقتی فکر کردن همینجوری دارند تریپ لاو می ترکونند!=
۲۳-وقتی دارند امکانات و موفقیتهای خودشان را صادقانه توضیح میدهند!=
۲۴-وقتی شکست عشقی میخورند!=
۲۵-وقتی میفهمند که آن دختر در یاهو مسنجر در واقع پسر عمه خودش بوده است!=
(تازه کلی شارژ ایرانسل و …هم واسش خریده بوده!!!)
۲۶-وقتی شایعه ملی شدن اینترنت را می شنود!=
۲۷-وقتی خبر شیرین ملی شدن اینترنت به گوشش میرسد!=
۲۸-وقتی به اینترنت ملی ابراز علاقه می کند=
۲۹-وقتی پیشنهاد استفاده از تبیان به جای فیسبوک میرسد!=
۳۰-وقتی یک ایمیل یا اس ام اس اشتباهی برای کسی ارسال می شود و خیلی هم خفن است!=

نوشته شده در شنبه 29 بهمن 1390
ساعت 09:30 توسط زهره| ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...161162163164165صفحه بعد


آخرين مطالب
» یه روز خوب
» طنز ترین قیافه ی دکتر قالیباف ...
» post
» post
» لطفا جواب بديد
» اگه این سطل آبـــ رو بریزه چی میشه ؟؟؟
» post
» post
» بازم لاف آباداني
» ادبيات زرافه

Design By : RoozGozar.com